الفيض الكاشاني

239

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىخريد و در خانه مىآويخت ، در حالى كه هيچ علاقه‌اى به آن نداشت ولى مىخواست با آن عمل حالت خود را مشتبه سازد تا دلهاى غافلان از او برگردد و حال او آنان را پريشان نسازد . پس كمال زهد ، زهد ورزيدن در اظهار زهد است به اين كه خلاف آن را اظهار كند و اين عمل صدّيقان است ، زيرا او دو صدق را با هم جمع كرده است چنان كه شخص اول ميان دو دروغ جمع كرده ، بنابراين صدّيق دو بار سنگين را بر نفس بار كرده و جام صبر را دوبار به نفس نوشانده است : يك بار به نوشيدن صبر و ديگر بار به ترك آن ، پس ناگزير در برابر صبرشان دو اجر دريافت مىكنند و اين حالت شبيه به روش كسى است كه آنچه داده مىشود آشكارا مىگيرد و در نهان ردّ مىكند تا نفس خود را با خوارى آشكار و با فقر در نهان ، بشكند . مىگويم : من صداقتى در اين حالت تدليس و نيرنگ نمىبينم و خيرى در اين گونه كارها نيست ، بلكه معتقدم تمام آنها دروغ و ريا كارى محض و توجّه به مردم و اظهار حالاتى است كه وجود ندارد . غزالى گويد : كسى كه اين حالت ( تلبيس حال ) را از دست بدهد نبايد از اظهار شهوت خود و كاستى آن و صداقت در آن خوددارى كند و نبايد اين گفتهء شيطان او را بفريبد كه : هر گاه تمايلات خود را آشكار سازى ديگران به تو اقتدا مىكنند ، بنابراين براى اصلاح ديگران آن را پنهان بدار . زيرا اگر قصد اصلاح ديگران را دارد اصلاح خودش برايش مهمتر از ديگران است حال آنكه قصد او فقط رياكارى است و شيطان او را براى اصلاح ديگران به رياكارى تشويق مىكند ، از اين رو بر او دشوار است كه عيب خود را آشكار سازد هر چند بداند كه افراد مطّلع از اين موضوع در عمل به او اقتدا نمىكنند يا از اعتقاد خود بر نمىگردد كه او تمايلات را ترك كرده است . آفت دوّم اين است كه مىتواند تمايلات را ترك كند ليكن از معروف شدن به آن و شهرت به پاكدامنى شاد مىشود ، در اين صورت با تمايل به خوردن كه ميل ضعيفى است مخالفت كرده و از تمايلى بدتر از آن كه تمايل به شهرت و مقام